دلتنگم….
لبخند دروغکی چرا….؟؟
خوب نیستم . . .
مثل قرصی که نیمه شب ، بدون اب گیر می کند.
گیر کرده ام در گلوی زندگی . . .!!!
کاش می توانستم راحت حرف بزنم . . .
چیزی بگویم از دلتنگی..
میان ادم های این اتاق مجازی
فقط می گویم دلتنگم
این سکوت را دوست دارم
لال بودن را ترجیح میدهم ،
وقتی کسی نیست عمق درد پنهان شده در حرفهایم
را حس کند…

برچسب: دلتنگم و دیدار تو,دلتنگم آنچنان که اگر,دلتنگم خدا,دلتنگم آنچنان,دلتنگم برای تو,دلتنگم مثل,دلتنگم خدایا,دلتنگم شعر,دلتنگم مهدی احمدوند,دلتنگم میدونی اومدم مهمونی,
نویسنده: طاها محمدی